سازهای سنتی ایرانی هفت ابزار اصلی موسیقی دستگاهی را شکل می‌دهند: تار، سه‌تار، سنتور، کمانچه، نی، دف و تنبک. هر یک از این سازها به خانواده‌ای متفاوت از سازهای زهی، کوبه‌ای یا بادی تعلق دارد و صدای مشخص خود را در ردیف موسیقی سنتی ایران و اجرای گروهی حفظ کرده است.

خلاصه کلیدی
  • تار و سه‌تار سازهای زهی زخمه‌ای با کاسه طنینی چوبی هستند.
  • سنتور با دو مضراب چوبی نواخته می‌شود و صدایی درخشان دارد.
  • کمانچه تنها ساز زهی آرشه‌ای اصیل در میان این مجموعه است.
  • نی ساز بادی نی‌ای است که در ادبیات عرفانی ایران جایگاه ویژه‌ای دارد.
  • دف و تنبک ستون ریتمیک ارکستر سنتی ایرانی را می‌سازند.

تار، سلطان سازهای زهی ایرانی

تار سازی زهی و زخمه‌ای با کاسه‌ای دوقلوی چوبی شبیه عدد هشت است که روی نیمه پایینی آن پوست کشیده شده است. نوازنده با مضرابی برنجی روی شش سیم در سه جفت می‌نوازد و صدایی درخشان و برنده تولید می‌کند که تار را به ساز محوری آموزش ردیف موسیقی ایرانی تبدیل کرده است.

کاسه تار معمولاً از چوب توت تراشیده می‌شود و دسته بلند آن به دستان‌های متحرکی از جنس روده مجهز است تا نوازنده بتواند فواصل ظریف موسیقی ایرانی را به‌دقت روی آن تنظیم کند. بر پایه توضیح دانشنامه بریتانیکا، تار از خانواده تنبورهای دسته‌بلند دوره ساسانی ریشه گرفته و نسخه‌های گوناگون آن در خاورمیانه، قفقاز و آسیای مرکزی هم دیده می‌شود. منبع: دانشنامه بریتانیکا

میرزا عبدالله فراهانی، استاد بزرگ اواخر دوره قاجار، ردیف هفت‌دستگاهی موسیقی ایرانی را عمدتاً بر پایه اجرای تار سازمان‌دهی کرد و همین ردیف هنوز پایه آموزش موسیقی کلاسیک ایرانی است. تصویر نوازندگان تار در نگارگری‌های دوره صفوی و قاجار هم بارها دیده می‌شود و پیوند این ساز با هنرهای تجسمی سنتی ایران را نشان می‌دهد. برای آشنایی بیشتر با نمادهای این آثار می‌توانید آشنایی با هنر مینیاتور ایرانی و نمادهای آن را بخوانید.

سه‌تار، صدای درونگرا و عارفانه

سه‌تار خواهر کوچک‌تر تار به‌شمار می‌رود؛ کاسه‌ای گلابی‌شکل و دسته‌ای باریک‌تر دارد و برخلاف تار، با ناخن انگشت اشاره نواخته می‌شود نه با مضراب فلزی. صدای نرم، کم‌حجم و درونگرای آن، سه‌تار را به سازی محبوب برای تک‌نوازی خلوت و محافل صوفیانه تبدیل کرده است.

همان‌طور که نام آن نشان می‌دهد، سه‌تار در اصل سه سیم داشته است. بر اساس روایتی مشهور در میان نوازندگان، سیم چهارم را درویشی به نام مشتاق علیشاه در اواخر دوره زندیه به آن افزوده تا طنین آن را غنی‌تر کند؛ این روایت هرچند به شکل مستند تاریخی اثبات‌شده نیست، در فرهنگ شفاهی موسیقی ایران جایگاه ثابتی دارد.

به دلیل صدای ملایم و فاقد جلای فلزی، سه‌تار در فضاهای کوچک و آرام بهترین اجرا را دارد و کمتر برای صحنه‌های بزرگ کنسرت انتخاب می‌شود. بسیاری از نوازندگان، سه‌تار را ساز مناسب تمرین شبانه و تمرکز فردی می‌دانند، چرا که صدای آن حتی در نواختن آرام هم رسا و شنیدنی باقی می‌ماند.

سنتور، درخشش صدا در ساز کوبه‌ای زهی

سنتور صندوقی چوبی و ذوزنقه‌شکل است که روی آن دسته‌های سیم از دو طرف روی خرک‌های کوچک کشیده شده‌اند. نوازنده با دو مضراب سبک چوبی روی سیم‌ها می‌کوبد و طیفی از صداهای درخشان و بلورین تولید می‌کند که ترکیبی از خاصیت ملودیک و هارمونیک را در یک ساز جمع کرده است.

سنتور معمولاً هفتاد و دو سیم در چند دسته دارد و به همین دلیل امکان اجرای همزمان چند صدا و آکورد ساده را به نوازنده می‌دهد؛ ویژگی‌ای که آن را از بیشتر سازهای تک‌صدایی ردیف موسیقی ایرانی متمایز می‌کند. حبیب سماعی، استاد برجسته اوایل قرن بیستم، با بازسازی و تدوین شیوه نوازندگی سنتور، لقب «پدر سنتور نوین ایران» را گرفت.

تکنیک معروف «ریز» در سنتور به معنای کوبیدن پیاپی و سریع مضراب روی یک یا چند سیم است تا صدایی پیوسته و لرزان شبیه به کشیدن کمان روی زهی به گوش برسد. این تکنیک یکی از ویژگی‌های شاخص سبک نوازندگی سنتور در دستگاه‌های مختلف موسیقی ایرانی است.

کمانچه، تنها ساز آرشه‌ای اصیل ایرانی

کمانچه ساز زهی آرشه‌ای با کاسه‌ای کوچک و کروی است که سطح آن با پوست پوشیده شده و میله‌ای فلزی از زیر کاسه بیرون می‌زند و روی زانو یا زمین قرار می‌گیرد. نوازنده کمانچه را عمود نگه می‌دارد و با آرشه روی سیم‌ها می‌کشد؛ تنها ساز آرشه‌ای در میان سازهای اصیل ردیف موسیقی ایرانی همین است.

به گفته دانشنامه ایرانیکا، کمانچه از خانواده سازهای زهی است که نیای بسیاری از سازهای آرشه‌ای منطقه، از رباب آرشه‌ای گرفته تا لیرای بیزانسی، به‌شمار می‌رود. منبع: دانشنامه ایرانیکا

در سال ۲۰۱۷ میلادی، هنر ساخت و نواختن کمانچه به‌طور مشترک از سوی ایران و جمهوری آذربایجان در فهرست میراث ناملموس یونسکو ثبت شد. صدای کمانچه به دلیل شباهت زیادش به صدای آواز انسان، اغلب برای همراهی نزدیک با خواننده در اجراهای آوازی دستگاهی به‌کار می‌رود.

نی، نفس عارفانه موسیقی ایرانی

نی لوله‌ای ساده از نی طبیعی با پنج سوراخ در جلو و یک سوراخ شست در پشت است. نوازنده هوا را از گوشه دهان و از میان شکافی که با دندان‌های جلو ایجاد می‌کند به داخل لوله می‌دمد؛ روشی که یادگیری آن سال‌ها تمرین می‌طلبد و صدایی نفس‌مانند، لطیف و در عین حال گیرا تولید می‌کند.

نی یکی از کهن‌ترین سازهای شناخته‌شده بشری است و تصویر نوازندگان آن در نقش‌برجسته‌های باستانی خاورمیانه هم دیده شده است. در ادبیات عرفانی ایران، نی جایگاهی ویژه دارد؛ مثنوی معنوی مولانا با «نی‌نامه» و بیت معروف «بشنو از نی چون حکایت می‌کند» آغاز می‌شود که ناله نی را نماد جدایی روح از اصل خویش می‌داند.

علاقه‌مندان به شعر عرفانی و پیوند آن با موسیقی می‌توانند در استوری‌های شاعرانه و خاص: از غزل‌های حافظ تا شوریدگی مولانا نمونه‌های بیشتری از این پیوند میان کلام و آهنگ را ببینند. در ردیف دستگاهی، نی هم برای نوازندگی تکی و هم در کنار آواز، نقشی نفس‌گونه و پیونددهنده میان جمله‌های ملودیک ایفا می‌کند.

دف، طنین معنوی سازهای کوبه‌ای

دف قابی چوبی و گرد است که پوستی روی یک طرف آن کشیده شده و روی داخل قاب، حلقه‌ها یا زنجیرهای کوچک فلزی نصب شده‌اند. نوازنده دف را عمودی و روبه‌روی خود می‌گیرد و با نوک انگشتان و کف دو دست روی پوست می‌نوازد؛ ضربه‌ها هم‌زمان صدای پوست و طنین لرزان زنجیره‌ها را تولید می‌کنند.

دف پیشینه‌ای طولانی در آیین‌های صوفیانه دارد و به‌ویژه در خانقاه‌های مناطق کردنشین غرب ایران، همراه ذکر و سماع نواخته می‌شده است. در دهه‌های اخیر، دف از فضای آیینی به صحنه کنسرت هم راه یافته و امروزه در بسیاری از گروه‌های موسیقی سنتی و حتی ترکیبی ایرانی حضور دارد.

تنبک، ستون ریتم موسیقی ایرانی

تنبک یا تمبک ساز کوبه‌ای جام‌شکلی است که معمولاً از یک تکه چوب توت تراشیده می‌شود و پوستی از جنس پوست بز یا شتر روی دهانه بزرگ آن کشیده شده است. نوازنده تنبک را زیر بازو یا روی پا قرار می‌دهد و با انگشتان و کف هر دو دست، طیف گسترده‌ای از صداها را از بم تا ریز تولید می‌کند.

حسین تهرانی، نوازنده و مدرس برجسته میانه قرن بیستم، شیوه نواختن تنبک را نظام‌مند و برای نخستین‌بار به‌صورت مدون آموزش داد و همین کار او تنبک را از سازی صرفاً همراهی‌کننده به سازی مستقل و مناسب تک‌نوازی روی صحنه تبدیل کرد. امروزه تنبک هم در ارکستر و هم به‌تنهایی اجرا می‌شود.

نقش این سازها در ردیف و ارکستر سنتی ایرانی

ردیف دستگاهی، زبان مشترک همه این سازها

ردیف موسیقی ایرانی مجموعه‌ای از گوشه‌های ملودیک است که در قالب هفت دستگاه و چند آواز دسته‌بندی شده و سینه‌به‌سینه از استاد به شاگرد منتقل می‌شود. هر ساز، از تار گرفته تا نی و کمانچه، این ردیف مشترک را بر اساس امکانات صوتی و فنی خودش اجرا می‌کند و به همین دلیل یک گوشه می‌تواند در دستگاه‌های مختلف، بسته به ساز نوازنده، رنگ متفاوتی به خود بگیرد.

در دانشنامه ایرانیکا، در مدخل جامع موسیقی ایران، ساختار دستگاهی و نقش سازهای گوناگون در شکل‌گیری این نظام موسیقایی به‌تفصیل شرح داده شده است. منبع: دانشنامه ایرانیکا. در اجرای گروهی، معمولاً یک ساز زهی ملودیک مانند تار یا کمانچه، سنتور یا نی، یک خواننده و تنبک یا دف کنار هم می‌نشینند تا بافتی هماهنگ از ملودی و ریتم بسازند.

گوش‌سپردن به این ترکیب زنده از سازهای اصیل، تجربه‌ای متفاوت از شنیدن موسیقی ضبط‌شده دارد و بسیاری از پژوهش‌ها به تاثیر مثبت شنیدن موسیقی زنده بر آرامش ذهنی اشاره کرده‌اند؛ برای مطالعه بیشتر می‌توانید تاثیر موسیقی بر مغز را ببینید.

چگونه یادگیری یک ساز سنتی ایرانی را شروع کنیم

شروع یادگیری با انتخاب یک ساز بر اساس علاقه شخصی آغاز می‌شود؛ کسی که به ملودی‌های زهی علاقه دارد می‌تواند تار، سه‌تار یا کمانچه را امتحان کند، علاقه‌مندان به صداهای بادی و نفسی معمولاً به سراغ نی می‌روند و کسانی که ریتم را دوست دارند، تنبک یا دف را برمی‌گزینند. یافتن استادی مجرب یا آموزشگاه موسیقی معتبر، گام بعدی و شاید مهم‌ترین قدم است.

در ماه‌های نخست، آموزش معمولاً روی تمرین گوش، شناخت فواصل موسیقی ایرانی و اجرای گوشه‌های ساده ردیف متمرکز است، پیش از آنکه هنرجو وارد قطعات پیچیده‌تر شود. تمرین روزانه و مستمر، حتی در بازه‌های کوتاه، از تمرین نامنظم و طولانی موثرتر است و شنیدن مکرر اجراهای استادان قدیمی نیز به شکل‌گیری گوش موسیقایی کمک زیادی می‌کند.

سازخانوادهنحوه نواختن
تارزهی زخمه‌ایبا مضراب برنجی
سه‌تارزهی زخمه‌ایبا ناخن انگشت اشاره
سنتورزهی کوبه‌ای (چکشی)با دو مضراب چوبی
کمانچهزهی آرشه‌ایبا کشیدن آرشه
نیبادیبا دمیدن هوا از میان دندان‌ها
دفکوبه‌ای (پوستی)با انگشتان و کف دست
تنبککوبه‌ای (پوستی)با انگشتان و کف دست
جمع‌بندی

هفت ساز اصلی موسیقی سنتی ایران، یعنی تار، سه‌تار، سنتور، کمانچه، نی، دف و تنبک، هرکدام هویت صوتی مستقلی دارند اما در قالب ردیف دستگاهی و اجرای گروهی زبان مشترکی پیدا می‌کنند. آشنایی با خانواده، تکنیک نوازندگی و نقش تاریخی هر ساز، نه‌تنها شنیدن موسیقی ایرانی را عمیق‌تر می‌کند، بلکه می‌تواند نقطه شروع خوبی برای انتخاب سازی جهت یادگیری هم باشد.

سوالات متداول
کدام ساز ایرانی برای شروع یادگیری مناسب‌تر است؟
انتخاب ساز به علاقه شخصی بستگی دارد، اما سه‌تار و تنبک به دلیل مکانیزم نسبتاً ساده‌تر نوازندگی، اغلب برای شروع توصیه می‌شوند. مهم‌تر از نوع ساز، پیدا کردن استادی مجرب برای آموزش صحیح از ابتدا است.
تفاوت اصلی تار و سه‌تار در چیست؟
تار با مضراب برنجی و روی شش سیم نواخته می‌شود و صدایی بلندتر و برنده‌تر دارد، در حالی که سه‌تار با ناخن انگشت و روی چهار سیم نواخته می‌شود و صدایی نرم‌تر و درونگراتر تولید می‌کند.
چرا نی در ادبیات عرفانی ایران این‌قدر اهمیت دارد؟
مثنوی معنوی مولانا با «نی‌نامه» آغاز می‌شود و ناله نی جداشده از نیستان را نماد جدایی روح از اصل خود می‌داند؛ همین تصویر نی را در فرهنگ عرفانی ایران به سازی نمادین تبدیل کرده است.
سنتور با سازهای زهی زخمه‌ای مثل تار چه تفاوتی دارد؟
سنتور با ضربه دو مضراب چوبی روی سیم‌ها نواخته می‌شود، نه با زخمه یا آرشه، و به همین دلیل در گروه سازهای زهی کوبه‌ای یا چکشی قرار می‌گیرد. این تکنیک به سنتور امکان اجرای چند صدا با هم را می‌دهد.
تنبک و دف چه تفاوتی با هم دارند؟
تنبک شکلی جام‌مانند دارد و روی پا یا زیر بازو نواخته می‌شود، در حالی که دف قابی گرد و مسطح است که عمودی در دست گرفته می‌شود و به دلیل زنجیره‌های داخلی‌اش طنین فلزی مشخصی هم دارد.
ردیف موسیقی ایرانی دقیقا چیست؟
ردیف مجموعه‌ای از گوشه‌های ملودیک است که در قالب هفت دستگاه و چند آواز دسته‌بندی شده و سینه‌به‌سینه از استاد به شاگرد آموزش داده می‌شود؛ این ردیف پایه اصلی آموزش همه سازهای سنتی ایرانی است.
منابع
  1. Encyclopaedia Britannica — Tar
  2. Encyclopaedia Iranica — Kamānča
  3. Encyclopaedia Iranica — Iran xi. Music
نوشته قبلی