سوررئالیسم در سینما سبکی از فیلمسازی است که به‌جای روایت منطقی از تصاویر رویاگونه و ترکیب‌های غیرمنتظره و نامرتبط برای بازتاب ناخودآگاه ذهن استفاده می‌کند. این سبک در اواخر دهه ۱۹۲۰ از دل جنبش هنری سوررئالیسم زاده شد؛ نمونه پایه‌ای آن فیلم «سگ آندلسی» اثر لوئیس بونوئل و سالوادور دالی در سال ۱۹۲۹ است.

خلاصه کلیدی
  • سوررئالیسم سینمایی از جنبش هنری سوررئالیسم اروپا در دهه ۱۹۲۰ الهام گرفته و تا حدی وامدار نظریه‌های فروید درباره رویا و ناخودآگاه است.
  • فیلم «سگ آندلسی» (۱۹۲۹) اثر لوئیس بونوئل و سالوادور دالی نقطه شروع رسمی سینمای سوررئال شناخته می‌شود.
  • ویژگی اصلی این سبک، منطق روایی رویاگونه و ترکیب تصاویر نامرتبط و غیرمنطقی است، نه صرفاً عجیب یا تجربی بودن.
  • تکنیک‌های سوررئالیستی مانند صحنه‌های رویا و روایت غیرخطی بعدها وارد سینمای اصلی و هنری شدند.
  • کارگردانانی مانند دیوید لینچ و آلخاندرو خودوروفسکی در نسل‌های بعد با حس و حال سوررئالیستی توصیف شده‌اند.
  • سینمای سوررئال با فیلم «عجیب» یا تجربی صرف فرق دارد، چون هدفش کاوش ناخودآگاه است، نه صرفاً شکستن قواعد فرم.

سوررئالیسم در سینما از کجا آمد؟

سوررئالیسم در سینما ریشه در جنبش هنری سوررئالیسم دارد که در دهه ۱۹۲۰ در پاریس شکل گرفت و بر کاوش در ناخودآگاه ذهن و رهایی از قید و بندهای منطق متعارف تأکید داشت؛ این سینما در اواخر همان دهه، با تلاش هنرمندانی که می‌خواستند منطق رویا را مستقیماً روی پرده بازسازی کنند، پا گرفت.

جنبش سوررئالیسم ابتدا در حوزه ادبیات و هنرهای تجسمی شکل گرفت. آندره برتون در سال ۱۹۲۴ بیانیه سوررئالیسم را منتشر کرد و این جنبش را حول ایده کاوش در ناخودآگاه ذهن و رهایی از قید و بندهای منطق و عقل متعارف تعریف کرد. این نگاه تا حد زیادی وامدار نظریه‌های زیگموند فروید درباره رویا، ناخودآگاه و نمادهای ذهنی بود، هرچند سوررئالیست‌ها این ایده‌ها را به شکلی هنری و آزادانه بازتفسیر کردند، نه به‌عنوان اصول علمی دقیق.

در همین فضای فکری، هنرمندان به‌تدریج سراغ سینما رفتند؛ رسانه‌ای که به دلیل امکان برش، تدوین و ترکیب تصاویر، بستر مناسبی برای بازسازی منطق رویا روی پرده بود. اواخر دهه ۱۹۲۰ نقطه‌ای است که بیشتر تاریخ‌نگاران سینما آن را آغاز رسمی سینمای سوررئال می‌دانند؛ دورانی که فیلمسازانی مانند لوئیس بونوئل تلاش کردند تصاویر ذهنی و رویاگونه را بدون وابستگی به داستان‌گویی معمول روی پرده بیاورند.

ویژگی‌های اصلی سبک سوررئالیستی در سینما

سینمای سوررئال را می‌توان با سه ویژگی اصلی شناخت: روایت غیرمنطقی و رویاگونه، کنار هم گذاشتن تصاویری که هیچ ارتباط منطقی ندارند، و اولویت دادن به نمادها و مضامین ناخودآگاه به‌جای پیرنگ داستانی معمول. این سه ویژگی با هم سبکی می‌سازند که تماشاگر را از انتظارات معمول سینمای روایی جدا می‌کند.

منطق روایی رویاگونه و غیرخطی

فیلم سوررئال معمولاً از زمان‌بندی خطی و رابطه علت و معلولی منطقی پیروی نمی‌کند؛ صحنه‌ها می‌توانند بدون توضیح از هم جدا شوند یا به شکلی که در رویا اتفاق می‌افتد، ناگهان به موقعیتی کاملاً متفاوت برسند. این ساختار عمداً گیج‌کننده طراحی می‌شود تا حس بی‌ثباتی و سیالیت ذهن ناخودآگاه را منتقل کند، نه اینکه صرفاً ضعف در فیلمنامه‌نویسی باشد.

ترکیب‌های غیرمنتظره و نامرتبط تصویری

یکی از تکنیک‌های محوری سوررئالیسم، قرار دادن دو عنصر بی‌ربط در کنار هم برای خلق تصویری تکان‌دهنده و آشناستیزاست؛ ایده‌ای که ریشه در نگاه سوررئالیست‌ها به برخورد تصادفی اشیای دور از هم دارد. در سینما این تکنیک به شکل تدوینی و تصویری بازسازی می‌شود، جایی که نماهای پیاپی هیچ ربط روایی به هم ندارند اما در کنار هم معنایی نمادین یا احساسی می‌سازند.

نمادگرایی و مضامین ناخودآگاه به‌جای پیرنگ متعارف

در سینمای سوررئال، نمادها و تصاویر ذهنی جای شخصیت‌پردازی و کشمکش داستانی معمول را می‌گیرند. هدف فیلمساز روایت یک داستان با آغاز، میانه و پایان مشخص نیست، بلکه بازتاب حالتی ذهنی، ترسی پنهان یا میلی سرکوب‌شده است که مستقیماً قابل توضیح کلامی نیست و باید از راه تصویر و نماد تجربه شود.

«سگ آندلسی»؛ نقطه شروع سینمای سوررئال

فیلم کوتاه «سگ آندلسی» به کارگردانی لوئیس بونوئل و با فیلمنامه مشترک او و سالوادور دالی در سال ۱۹۲۹ در فرانسه ساخته شد و امروز تقریباً تمام تاریخ‌نگاران سینما آن را نخستین و شناخته‌شده‌ترین نمونه رسمی سینمای سوررئال می‌دانند. این فیلم بدون فیلمنامه داستانی معمول ساخته شد و صحنه‌هایش بر پایه تصاویر ذهنی و رویاهای دو سازنده‌اش شکل گرفت.

«سگ آندلسی» با صحنه‌های تصویری غیرمنطقی و گاه تکان‌دهنده، همان اصولی را که سوررئالیست‌ها در ادبیات و نقاشی دنبال می‌کردند، به زبان سینما ترجمه کرد: ترتیب رویدادها هیچ منطق روایی ندارد، تصاویر یکی پس از دیگری بدون توضیح از هم می‌گسلند و هیچ تلاشی برای قانع کردن تماشاگر با یک داستان معمول صورت نمی‌گیرد. همین ویژگی‌ها باعث شد این فیلم به مرجع اصلی برای تعریف سینمای سوررئال در کتاب‌ها و منابع تاریخ سینما تبدیل شود.

سینمای سوررئال چه تفاوتی با فیلم «عجیب» یا تجربی صرف دارد؟

تفاوت اصلی در نیت و ساختار فکری پشت فیلم است، نه صرفاً غرابت ظاهری تصاویر؛ فیلم سوررئال آگاهانه از منطق رویا و ناخودآگاه به‌عنوان یک زبان هنری با ریشه تاریخی مشخص استفاده می‌کند، در حالی که خیلی از فیلم‌های «عجیب» صرفاً برای شوکه کردن مخاطب یا آزمایش فرم، بدون این ریشه فکری، ساخته می‌شوند.

فیلم تجربی صرف معمولاً روی فرم، تدوین یا تکنیک تصویری آزمایش می‌کند و لزوماً ارتباطی با ایده‌های روانکاوانه رویا و ناخودآگاه ندارد؛ در حالی که سینمای سوررئال ریشه‌ای مشخص در جنبش هنری سوررئالیسم و نگاه آن به ذهن انسان دارد. به همین دلیل نباید برچسب «سوررئال» را به هر فیلم غریب یا غیرمعمول نسبت داد، مگر آنکه واقعاً از این سنت فکری و تصویری پیروی کند.

ویژگیسینمای سوررئالسینمای روایی متعارف
منطق داستانرویاگونه و غیرخطیعلت و معلولی و خطی
هدف اصلیکاوش ناخودآگاه و نمادروایت داستانی قابل پیگیری
ترتیب تصاویرترکیب‌های غیرمنتظره و نامرتبطپیوسته و منطقی
شخصیت‌پردازیکم‌رنگ و در خدمت نمادمحوری و قابل پیگیری
نمونه شاخصسگ آندلسی (۱۹۲۹)آثار روایی استودیویی کلاسیک

تأثیر سوررئالیسم بر سینمای اصلی و هنری امروز

تکنیک‌هایی که سوررئالیست‌های دهه ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ پایه‌گذاری کردند، به‌مرور وارد سینمای معمول و هنری شدند؛ صحنه‌های رویا در فیلم‌های استودیویی، روایت غیرخطی در سینمای مستقل و ترکیب تصاویر نمادین در آثار ویدیویی، همگی ردی از این میراث دارند. امروز کمتر فیلمسازی مستقیماً خود را «سوررئالیست» می‌نامد، اما حس و حال و برخی تکنیک‌های این سبک در سینمای هنری و حتی جریان اصلی باقی مانده است.

برای نمونه، دیوید لینچ در آثاری مانند ایریزرهد (۱۹۷۷) و جاده مالهالند (۲۰۰۱)، و آلخاندرو خودوروفسکی در فیلمی مانند ال توپو (۱۹۷۰)، بارها با صفت سوررئال یا رویاگونه توصیف شده‌اند؛ چون از تصاویر نمادین، ساختار غیرخطی و منطق رویا در روایت خود بهره می‌برند، هرچند هرکدام سبک شخصی خودشان را دارند و صرفاً ادامه‌دهنده مستقیم بونوئل و دالی نیستند. برای آشنایی با سبک‌های دیگر سینمایی با فضای تصویری و روایی متمایز، مطالعه بهترین فیلم‌های نوآر تاریخ سینما هم می‌تواند دیدی مقایسه‌ای درباره سبک‌سازی تصویری در سینمای کلاسیک بدهد.

در کنار این میراث، پیشرفت ابزارهای تصویرسازی هم به فیلمسازان امروز کمک کرده تا صحنه‌های رویاگونه و نمادین را با جزئیات بیشتری خلق کنند؛ موضوعی که در تکنولوژی‌های نوین فیلم‌سازی: CGI و VFX با نگاهی متفاوت بررسی شده است. البته ابزار پیشرفته به‌تنهایی فیلم را سوررئال نمی‌کند؛ آنچه اهمیت دارد نگاه فکری فیلمساز به رویا و ناخودآگاه است، نه صرفاً کیفیت جلوه‌های تصویری.

راهنمای عملی برای تماشاگران تازه‌کار سینمای سوررئال

برای شروع تماشای سینمای سوررئال بهتر است سراغ آثار کوتاه و شناخته‌شده تاریخی بروید و انتظار داستان خطی را کنار بگذارید؛ تمرکز روی حس، تصویر و نماد هر صحنه، به‌جای دنبال کردن پیرنگ، تجربه تماشا را لذت‌بخش‌تر و کمتر گیج‌کننده می‌کند.

با کدام فیلم شروع کنیم؟

برای آشنایی اولیه، دیدن «سگ آندلسی» به دلیل کوتاه بودن و جایگاه تاریخی‌اش نقطه شروع خوبی است؛ این فیلم به‌سرعت تصویری روشن از اصول پایه سینمای سوررئال، یعنی منطق رویا و ترکیب‌های غیرمنتظره، به‌دست می‌دهد. بعد از آن می‌توان سراغ آثار جدیدتری رفت که با تأثیرپذیری از این سنت، حس رویاگونه مشابهی دارند.

چطور بدون گیج شدن تماشا کنیم؟

بهترین رویکرد برای تماشای فیلم سوررئال، کنار گذاشتن انتظار یک داستان خطی با آغاز و پایان روشن است؛ به‌جای دنبال کردن پیرنگ، بهتر است روی حس، تصویر و نمادهای هر صحنه تمرکز کرد و اجازه داد فیلم مانند یک رویا تجربه شود، نه یک معما که حتماً باید حل شود. برای کسانی که به تاریخچه شکل‌گیری سینما در ایران هم علاقه‌مندند، مطالعه تاریخ سینمای ایران می‌تواند زمینه خوبی برای مقایسه مسیر سبک‌های سینمایی مختلف فراهم کند.

چه انتظاری نباید از سینمای سوررئال داشته باشید؟

تماشاگر تازه‌کار نباید انتظار داشته باشد همه چیز در پایان فیلم توضیح داده شود یا هر نماد معنای واحد و قطعی داشته باشد؛ بسیاری از فیلمسازان سوررئال عمداً از تفسیر باز و چندگانه استقبال می‌کنند و ترجیح می‌دهند هر بیننده برداشت شخصی خودش را از تصاویر داشته باشد، نه یک پاسخ درست و از پیش تعیین‌شده.

همچنین نباید سینمای سوررئال را با فیلم‌های ترسناک یا علمی‌تخیلی که صرفاً صحنه‌های غریب دارند اشتباه گرفت؛ معیار اصلی، وفاداری به منطق رویا و ناخودآگاه به‌عنوان یک انتخاب آگاهانه و هنری است، نه صرفاً وجود تصاویر غیرعادی در فیلم. با همین معیار می‌توان فیلم‌های واقعاً سوررئال را از آثاری که فقط ظاهری عجیب دارند، تشخیص داد و تماشای آن‌ها را با انتظاری درست‌تر آغاز کرد.

جمع‌بندی

سینمای سوررئال از دل جنبش هنری سوررئالیسم دهه ۱۹۲۰ زاده شد و با فیلم «سگ آندلسی» ساخته لوئیس بونوئل و سالوادور دالی در سال ۱۹۲۹ به سینما راه یافت. این سبک با منطق رویاگونه، ترکیب‌های تصویری غیرمنتظره و تمرکز بر نمادهای ناخودآگاه به‌جای پیرنگ معمول شناخته می‌شود و تفاوت روشنی با فیلم‌های صرفاً عجیب یا تجربی دارد. میراث آن هنوز در صحنه‌های رویا و روایت غیرخطی سینمای امروز، از فیلم‌های استودیویی تا آثار مستقل، دیده می‌شود.

سوالات متداول
سینمای سوررئال دقیقاً چیست؟
سبکی از فیلمسازی است که به‌جای روایت منطقی، از تصاویر رویاگونه، ترکیب‌های غیرمنتظره و نمادهای ناخودآگاه برای بیان ایده‌ها استفاده می‌کند و ریشه در جنبش هنری سوررئالیسم دهه ۱۹۲۰ دارد.
اولین فیلم سوررئال تاریخ سینما کدام است؟
بیشتر تاریخ‌نگاران سینما فیلم کوتاه «سگ آندلسی» ساخته لوئیس بونوئل و سالوادور دالی در سال ۱۹۲۹ را نقطه شروع رسمی سینمای سوررئال می‌دانند.
سینمای سوررئال چه ارتباطی با نظریه‌های فروید دارد؟
سوررئالیست‌ها از ایده‌های زیگموند فروید درباره رویا و ناخودآگاه الهام گرفتند، اما این ایده‌ها را به شکلی هنری و آزادانه بازتفسیر کردند، نه به‌عنوان کاربرد دقیق روانکاوی علمی.
فرق فیلم سوررئال با فیلم عجیب یا تجربی چیست؟
فیلم سوررئال آگاهانه از منطق رویا و ناخودآگاه به‌عنوان یک زبان هنری با ریشه فکری مشخص استفاده می‌کند، در حالی که خیلی از فیلم‌های عجیب یا تجربی صرفاً برای آزمایش فرم یا شوکه کردن مخاطب ساخته می‌شوند و لزوماً این ریشه را ندارند.
آیا کارگردانان امروزی هم فیلم سوررئال می‌سازند؟
امروز کمتر فیلمسازی خود را رسماً سوررئالیست می‌نامد، اما تکنیک‌ها و حس و حال این سبک، مانند صحنه‌های رویا و روایت غیرخطی، در آثار کارگردانانی که با صفت سوررئال یا رویاگونه توصیف می‌شوند، مانند دیوید لینچ، دیده می‌شود.
برای شروع تماشای سینمای سوررئال چه فیلمی پیشنهاد می‌شود؟
«سگ آندلسی» به دلیل کوتاه بودن و جایگاه تاریخی‌اش، گزینه مناسبی برای آشنایی اولیه با اصول این سبک است.
چرا فیلم‌های سوررئال معمولاً داستان خطی ندارند؟
چون هدف این سبک روایت یک داستان معمول نیست، بلکه بازتاب مستقیم منطق رویا و ذهن ناخودآگاه است که معمولاً از قواعد زمان و علت و معلول منطقی پیروی نمی‌کند.
منابع
  1. Wikipedia: Surrealist cinema
  2. Wikipedia: Un Chien Andalou (1929)
نوشته قبلی