بزرگترین نمایشنامهنویسان تاریخ جهان، از سوفوکل در آتن باستان و ویلیام شکسپیر در انگلستان دوره الیزابت تا آنتون چخوف، هنریک ایبسن، آرتور میلر، تنسی ویلیامز، برتولت برشت و بهرام بیضایی در ایران، هر یک با آثاری چون اودیپ شهریار، هملت، باغ آلبالو، خانه عروسک، مرگ فروشنده و مرگ یزدگرد، تصویری ماندگار از انسان و جامعه زمانه خود ساختهاند که همچنان روی صحنههای تئاتر دنیا زنده است.
- سوفوکل، نمایشنامهنویس یونان باستان و خالق اودیپ شهریار و آنتیگونه
- ویلیام شکسپیر، برجستهترین نمایشنامهنویس زبان انگلیسی و نویسنده هملت و مکبث
- آنتون چخوف، بنیانگذار درام روانشناختی روسیه و نویسنده باغ آلبالو و سه خواهر
- هنریک ایبسن، ملقب به پدر درام مدرن و خالق خانه عروسک و هدا گابلر
- آرتور میلر و تنسی ویلیامز، دو ستون تئاتر آمریکا در قرن بیستم با مرگ فروشنده و اتوبوسی به نام هوس
- برتولت برشت، بنیانگذار تئاتر حماسی آلمان و نویسنده مادر کوریج و اپرای سه پولی
- بهرام بیضایی، برجستهترین نمایشنامهنویس معاصر ایران و خالق مرگ یزدگرد
چرا نمایشنامهنویسی و تئاتر تا امروز دوام آوردهاند
تئاتر کهنترین شکل روایت زنده در تاریخ بشر است و برخلاف رمان یا فیلم، متن نمایشی برای اجرای دوباره و متفاوت در هر نسل نوشته میشود. یک نمایشنامه خوب، تعارضی انسانی و پرسشی اخلاقی طرح میکند که مرز زمان و جغرافیا نمیشناسد؛ به همین دلیل نمایشنامهای که سوفوکل بیش از دو هزار و چهارصد سال پیش نوشته، امروز هم در سالنهای تئاتر جهان روی صحنه میرود. همانطور که در مطلب آیا تئاتر در دنیای امروز هنوز محبوب است؟ نیز بررسی شده، تئاتر با وجود رقابت سینما و پلتفرمهای نمایش خانگی، به دلیل تجربه زنده و مستقیم اجرا جایگاه خود را حفظ کرده است.
هر نسل از نمایشنامهنویسان، زبان و شکل تازهای برای این هنر یافته است؛ از کر و ساختار سهگانه تراژدی یونانی تا نثر روزمره درام روانشناختی روسی و شکستن دیوار چهارم در تئاتر حماسی آلمانی. آنچه این سنتهای گوناگون را به هم پیوند میدهد، توجه مشترک به رنج، انتخاب اخلاقی و سرنوشت انسان است؛ موضوعاتی که در ادامه این مطلب، از خلال زندگی و آثار هشت نمایشنامهنویس بزرگ جهان بررسی میشود.
سوفوکل؛ استاد تراژدی یونان باستان
سوفوکل، در کنار آیسخولوس و اوریپید یکی از سه نمایشنامهنویس بزرگ تراژدی یونان باستان، با افزودن بازیگر سوم به صحنه امکان پیچیدگی روانی بیشتر شخصیتها را فراهم کرد و در آثاری چون اودیپ شهریار و آنتیگونه، سرنوشت انسان در برابر تقدیر را به شکلی جاودان به تصویر کشید.
سوفوکل در حدود سال ۴۹۶ پیش از میلاد نزدیک آتن زاده شد و طبق منابع تاریخی، بیش از ۱۲۰ نمایشنامه نوشت که تنها هفت اثر آن به شکل کامل باقی مانده است؛ آژاکس، آنتیگونه، زنان تراخیس، اودیپ شهریار، الکترا، فیلوکتتس و اودیپ در کولونوس. او در مسابقات نمایشی آتن سی بار شرکت کرد، بیست و چهار بار برنده شد و هرگز رتبهای پایینتر از دوم نگرفت؛ رکوردی که به گفته ویکیپدیا بسیار فراتر از آیسخولوس با سیزده و اوریپید با تنها چهار برد بود.
اودیپ شهریار، داستان پادشاهی که در جستوجوی قاتل پادشاه پیشین تبس، ناخواسته به حقیقت هولناک هویت خود پی میبرد، از نگاه ارسطو نمونه کامل ساختار تراژدی محسوب میشد. آنتیگونه نیز با روایت دختری که در برابر فرمان حاکم شهر، بر دفن برادر خود پافشاری میکند، یکی از نخستین و ماندگارترین نمایشهای تعارض میان قانون حکومت و وجدان فردی در تاریخ ادبیات نمایشی است.
ویلیام شکسپیر؛ نمایشنامهنویسی برای همه اعصار
ویلیام شکسپیر، بازیگر و نمایشنامهنویس انگلیسی سده شانزدهم و هفدهم میلادی، با بیش از سی و هفت نمایشنامه در سه ژانر تراژدی، کمدی و درام تاریخی، زبان و روانشناسی شخصیت را چنان عمیق کاوید که آثارش پس از حدود چهارصد سال هنوز پرتماشاگرترین نمایشهای صحنههای تئاتر جهاناند.
شکسپیر در سال ۱۵۶۴ در استراتفورد آپون ایوون زاده شد و از اواخر دهه ۱۵۸۰ به عنوان بازیگر، نویسنده و سهامدار گروه نمایشی لرد چیمبرلین که بعدها گروه پادشاه نام گرفت، در لندن فعالیت کرد. بیشتر آثار او در تئاتر گلوب روی صحنه میرفت. هملت، داستان شاهزاده دانمارکی که برای انتقام مرگ پدر با تردید و وجدان خود دست و پنجه نرم میکند، اغلب بزرگترین نمایشنامه تاریخ ادبیات نمایشی خوانده شده است.
مکبث، روایت سقوط اخلاقی سرداری اسکاتلندی که بر اثر پیشگویی سه جادوگر و جاهطلبی همسرش دست به قتل پادشاه میزند، و رومئو و ژولیت، تراژدی عشقی نافرجام میان دو خانواده متخاصم، همراه با شاه لیر و اتللو، ستونهای اصلی میراث نمایشی شکسپیر را تشکیل میدهند؛ آثاری که همچنان الهامبخش اجراهای تازه در تئاترها و اقتباسهای سینمایی سراسر جهان هستند.
آنتون چخوف؛ شاعر زندگی روزمره در درام روسیه
آنتون چخوف، پزشک و نویسنده روس، با کنار گذاشتن پیرنگهای پرحادثه و تمرکز بر جزئیات ظریف زندگی روزمره طبقه متوسط روسیه، سبک تازهای در درام پایهگذاری کرد که در نمایشنامههایی چون مرغ دریایی، دایی وانیا، سه خواهر و باغ آلبالو به اوج رسید و بر نسلهای بعدی نمایشنامهنویسان جهان تأثیری عمیق گذاشت.
چخوف در سال ۱۸۶۰ در جنوب روسیه زاده شد و پس از فارغالتحصیلی از دانشکده پزشکی دانشگاه مسکو در سال ۱۸۸۴، همزمان با طبابت به نوشتن نمایشنامههای کوتاه کمدی روی آورد. نمایش مرغ دریایی در نخستین اجرای خود در سال ۱۸۹۶ با شکست روبهرو شد، اما اجرای دوباره آن در سال ۱۸۹۸ توسط تئاتر هنری مسکو به کارگردانی استانیسلاوسکی، چخوف را به یکی از نویسندگان اصلی این تئاتر تبدیل کرد.
باغ آلبالو، آخرین نمایشنامه چخوف که کمی پیش از مرگ او در سال ۱۹۰۴ روی صحنه رفت، داستان خانوادهای اشرافی است که به دلیل بدهی، ناگزیر به فروش باغ خانوادگی خود میشوند؛ نمایشی که در آن طنز تلخ و اندوه در هم میآمیزند. به گفته منتقدان ادبی، شیوه روایت غیرمستقیم و نمادین چخوف الهامبخش نمایشنامهنویسانی چون آرتور میلر و یوجین اونیل در آمریکا بوده است.
هنریک ایبسن؛ پدر درام مدرن
هنریک ایبسن، نمایشنامهنویس نروژی، با کنار گذاشتن قهرمانان اسطورهای و رمانتیک و آوردن زندگی طبقه متوسط و مسائل اجتماعی جنجالی به روی صحنه، لقب پدر درام مدرن را از آن خود کرد و در نمایشنامههایی چون خانه عروسک و هدا گابلر، ریاکاری اجتماعی و جایگاه زنان را بیپرده به چالش کشید.
ایبسن در سال ۱۸۲۸ در شهر شیین نروژ زاده شد و پس از دورانی سخت در کودکی، نخستین نمایشنامهاش را در جوانی نوشت. او با نمایشنامههای براند و پیر گینت در سالهای ۱۸۶۶ و ۱۸۶۷ به شهرت رسید. خانه عروسک، پرتماشاگرترین اثر او، در سال ۱۸۷۹ با پایانی جنجالی به روی صحنه رفت؛ جایی که نورا، شخصیت اصلی داستان، خانه و همسر و فرزندانش را ترک میکند، تصمیمی که در آن دوره واکنشهای تندی برانگیخت.
در آثار بعدی ایبسن مانند اشباح و اردک وحشی، نمادگرایی جای واقعگرایی مستقیم اولیه را میگیرد و پرسشهای اخلاقی پیچیدهتری درباره گذشته و ارث خانوادگی مطرح میشود. هدا گابلر، روایت زنی سرکوبشده که در چارچوب تنگ زندگی زناشویی خود گرفتار مانده، از پیچیدهترین و بحثبرانگیزترین شخصیتهای زن در تاریخ نمایشنامهنویسی جهان به شمار میرود.
آرتور میلر؛ تراژدی انسان عادی در آمریکا
آرتور میلر، نمایشنامهنویس آمریکایی، با تمرکز بر رنج انسانهای عادی در سایه بحران اقتصادی و فشارهای اجتماعی، در مرگ فروشنده تصویر تلخی از رویای آمریکایی ارائه داد و در بوتههای سوزان، حکایت محاکمه جادوگران سالم را استعارهای از جوسازی سیاسی دوران مککارتی ساخت.
میلر در سال ۱۹۱۵ در نیویورک زاده شد و ورشکستگی کسبوکار پدرش در دوران رکود بزرگ، درک او از ناپایداری زندگی مدرن را شکل داد. نمایشنامه مرگ فروشنده در دهم فوریه ۱۹۴۹ در تئاتر موروسکو نیویورک به کارگردانی الیا کازان روی صحنه رفت و همان سال جایزه پولیتزر درام و جایزه تونی بهترین نمایشنامه را از آن میلر کرد؛ طبق مستندات ویکیپدیا، این اجرا در مجموع به ۷۴۲ نوبت اجرا رسید.
بوتههای سوزان که میلر آن را در سال ۱۹۵۳ بر پایه محاکمه جادوگران سالم در سالهای ۱۶۹۲ و ۱۶۹۳ نوشت، اگرچه در ظاهر درباره تاریخ مستعمرات آمریکاست، اما در واقع واکنشی هوشمندانه به فضای اتهامزنی سیاسی دوران مککارتی در آمریکای دهه پنجاه میلادی بود؛ اثری که همچنان در بحث از مرز میان ترس جمعی و عدالت مورد استناد قرار میگیرد.
تنسی ویلیامز؛ شاعر جنوب آمریکا روی صحنه
تنسی ویلیامز، نمایشنامهنویس آمریکایی اهل جنوب کشور، با زبانی شاعرانه و شخصیتهای شکننده و آسیبدیده، در آثاری چون منظره شیشهای و اتوبوسی به نام هوس، افول اشرافیت جنوب آمریکا و تنهایی انسان مدرن را به یکی از تأثیرگذارترین دستمایههای تئاتر قرن بیستم بدل کرد.
ویلیامز در سال ۱۹۱۱ زاده شد و کودکی پرتلاطمی را در خانوادهای با ریشههای جنوبی گذراند. منظره شیشهای در سال ۱۹۴۵ نخستین موفقیت بزرگ او بود و دو سال بعد اتوبوسی به نام هوس، با روایت رویارویی بلانش دوبوا با واقعیت خشن زندگی خواهرش، نخستین جایزه پولیتزر را برایش به ارمغان آورد.
گربه روی شیروانی داغ در سال ۱۹۵۵ دومین جایزه پولیتزر را نصیب ویلیامز کرد. زبان تصویری و غنایی او، همراه با توجه ویژه به تمایلات سرکوبشده و فروپاشی خانوادگی، الگویی برای نسل بعدی نمایشنامهنویسان آمریکایی شد و بسیاری از آثارش بارها به فیلم سینمایی نیز تبدیل شدهاند.
برتولت برشت؛ بنیانگذار تئاتر حماسی
برتولت برشت، نمایشنامهنویس و کارگردان آلمانی، با نظریه تئاتر حماسی و اثر فاصلهگذاری، تماشاگر را از همذاتپنداری کامل با شخصیتها بازمیداشت تا به جای غرق شدن در احساس، درباره ریشههای اجتماعی رویدادهای روی صحنه بیندیشد؛ رویکردی که در اپرای سه پولی و مادر کوریج و فرزندانش تجلی یافت.
برشت در سال ۱۸۹۸ در آلمان زاده شد و در سال ۱۹۲۸ با آهنگساز کورت وایل برای ساخت اپرای سه پولی همکاری کرد که به یکی از موفقترین تولیدات نمایشی دوران جمهوری وایمار در برلین بدل شد. با روی کار آمدن حکومت نازی در سال ۱۹۳۳، برشت به دلیل باورهای مارکسیستی خود ناگزیر به تبعید رفت.
در سالهای تبعید، برشت بخش عمده مادر کوریج و فرزندانش را نوشت؛ داستان زنی که در جنگ سیساله اروپا با فروش کالا از میان دو سپاه متخاصم امرار معاش میکند و در نهایت فرزندانش را یکی پس از دیگری از دست میدهد. برشت در سال ۱۹۴۸ به آلمان شرقی بازگشت و به همراه همسرش هلنه وایگل، که بعدها با بازی در نقش مادر کوریج شهرت یافت، گروه تئاتر برلینر آنسامبل را بنیان نهاد.
بهرام بیضایی؛ برجستهترین نمایشنامهنویس معاصر ایران
بهرام بیضایی، نمایشنامهنویس و پژوهشگر تئاتر ایران که برخی پژوهشگران او را شکسپیر ایران نیز نامیدهاند، پیش از ورود به سینما با نمایشنامههایی چون مرگ یزدگرد، اسطوره و تاریخ ایران را به زبانی امروزی و پرسشگرانه احیا کرد و تئاتر مدرن فارسی را بنیان گذاشت.
بیضایی در سال ۱۳۱۷ در تهران زاده شد و نخستین نمایشنامهاش به نام آرش را در نوزده سالگی نوشت. او در دهههای چهل و پنجاه شمسی، آثاری نوشت و کارگردانی کرد که تاریخ و اسطوره ایران را با نقد اجتماعی زمانه پیوند میداد و ریاست بخش تئاتر دانشگاه تهران را نیز میان سالهای ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۸ بر عهده داشت. کتاب نمایش در ایران، پژوهش بنیادین او درباره تاریخ نمایش ایرانی، همچنان مرجع اصلی این حوزه است.
مرگ یزدگرد، مشهورترین نمایشنامه بیضایی که در سال ۱۳۵۸ نوشته و اجرا شد، روایتی چندصدایی از لحظه مرگ آخرین پادشاه ساسانی است که هر یک از شخصیتهای داستان، روایتی متفاوت و گاه متناقض از آن ارائه میدهند. این نمایشنامه به گفته ویکیپدیا در ایران، فرانسه، انگلستان، هند و آمریکا روی صحنه رفته است. احسان یارشاطر، ایرانشناس برجسته، درباره سبک بیضایی نوشته بود که «رگه شاعرانه او انکارناپذیر است»؛ توصیفی که نشاندهنده جایگاه ادبی بیضایی در کنار شاعرانی چون احمد شاملو در ادبیات معاصر ایران است. برای آشنایی بیشتر با یکی از این همعصران ادبی، مطلب زندگی و آثار احمد شاملو در همین مجموعه قابل مطالعه است. بیضایی که از سال ۱۳۸۹ در دانشگاه استنفورد آمریکا تدریس میکرد، در پایان سال ۱۴۰۴ درگذشت، اما میراث نمایشی او همچنان در اجراهای گروههای تئاتر ایرانی، از جمله در قالبهای نمایش خیابانی که در مطلب تئاتر خیابانی چیست و چه تفاوتی با تئاتر سالنی دارد معرفی شده، زنده مانده است.
| نمایشنامهنویس | دوره و ملیت | مهمترین اثر |
|---|---|---|
| سوفوکل | یونان باستان | اودیپ شهریار |
| ویلیام شکسپیر | انگلستان، سده شانزدهم | هملت |
| آنتون چخوف | روسیه، سده نوزدهم | باغ آلبالو |
| هنریک ایبسن | نروژ، سده نوزدهم | خانه عروسک |
| آرتور میلر | آمریکا، سده بیستم | مرگ فروشنده |
| تنسی ویلیامز | آمریکا، سده بیستم | اتوبوسی به نام هوس |
| برتولت برشت | آلمان، سده بیستم | مادر کوریج و فرزندانش |
| بهرام بیضایی | ایران، سده بیستم و بیست و یکم | مرگ یزدگرد |
از صحنههای سنگی آتن باستان تا سالنهای امروزی تهران، لندن و نیویورک، نمایشنامهنویسی همواره ابزار انسان برای بازگویی رنج، انتخاب و سرنوشت خود بوده است. سوفوکل و شکسپیر پرسشهای ازلی درباره تقدیر و قدرت را طرح کردند، چخوف و ایبسن زندگی روزمره و روابط انسانی را به موضوع اصلی درام بدل ساختند، میلر و ویلیامز رویای آمریکایی و شکنندگی انسان مدرن را روایت کردند، برشت تماشاگر را به تفکر انتقادی واداشت و بیضایی اسطوره و تاریخ ایران را با زبانی تازه احیا کرد. مطالعه آثار این هشت نمایشنامهنویس، دریچهای گسترده به تاریخ فکری و هنری بشر میگشاید که همچنان روی صحنههای تئاتر جهان ادامه دارد.


