سریالهای نوستالژیک تلویزیون ایران بهخاطر قصهگویی صادقانه، بازیگریهای بهیادماندنی و تصویر واقعی از زندگی ایرانی در حافظه جمعی مخاطبان ماندگار شدهاند. از داییجان ناپلئون تا پایتخت، این آثار نسلهای مختلف را دور یک تلویزیون جمع کردند و امروز هم با هر بازپخش یا یادآوری یک دیالوگ، همان حس آشنای کودکی و نوجوانی را زنده میکنند.
وقتی صحبت از سریالهای نوستالژیک تلویزیون ایران میشود، بیشتر مخاطبان بلافاصله به یاد شبهای خانوادگی جلوی تلویزیون میافتند؛ شبهایی که همه اعضای خانه، از پدربزرگ تا کوچکترین بچه خانه، برای دیدن یک قسمت جدید کنار هم جمع میشدند. این پدیده تصادفی نبود. تلویزیون ایران در چند دهه گذشته آثاری تولید کرده که نه فقط سرگرمکننده بلکه بخشی از حافظه فرهنگی جامعه شدهاند. برای درک بهتر این پیوند عمیق، نگاهی گذرا به سیر تحول تولیدات نمایشی در کشور هم میتواند مفید باشد؛ موضوعی که در مقاله تاریخ سینمای ایران با جزئیات بیشتری بررسی شده است.
در ادامه این مطلب، سریهای شاخص تلویزیون ایران را در سه بازه زمانی مرور میکنیم؛ کلاسیکهای پیش از دهه هفتاد شمسی، آثار تاریخی و مذهبی که نسلها را کنار هم نشاندند و در نهایت درامها و کمدیهای خانوادگی دهههای هشتاد و نود که همچنان در حافظه فعال مخاطبان جای دارند.
نسل اول سریالهای نوستالژیک ایران در سالهای پیش و پس از انقلاب شکل گرفت. این آثار با بودجههای محدودتر امروزی اما با متنهای قوی و بازیگریهای تئاتری ساخته شدند و همین ویژگی باعث شده هنوز هم بارها بازپخش شوند.
داییجان ناپلئون به کارگردانی ناصر تقوایی، بر اساس رمان طنز ایرج پزشکزاد ساخته شد و در سال ۱۳۵۵ از تلویزیون ملی ایران پخش شد. بازیگرانی چون پرویز فنیزاده در نقش اسدالله میرزا و غلامحسین نقشینه در نقش داییجان، شخصیتهایی خلق کردند که هنوز هم در گفتار روزمره ایرانیان زندهاند. طنز تلخ این سریال درباره توهم توطئه و روابط خانوادگی، آن را از یک کمدی ساده به یک اثر جامعهشناختی تبدیل کرد. پس از انقلاب ۱۳۵۷ این مجموعه ممنوع شد و هرگز از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش نشد؛ همین سرنوشت، به همراه کیفیت متن و بازیها، آن را به یکی از پرطرفدارترین آثار زیرزمینی و بعدها اینترنتی ایران بدل کرده است.
هزاردستان اثر علی حاتمی، یکی از بلندپروازانهترین پروژههای تاریخ تلویزیون ایران بود که ساخت آن از ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۶ به طول انجامید. جمشید مشایخی در نقش رضا تفنگچی، عزتالله انتظامی در نقش خان مظفر و داوود رشیدی در نقش مفتش ششانگشتی، بازیهایی ارائه دادند که هنوز الگوی بازیگری در سینما و تلویزیون ایران محسوب میشود. برای ساخت این سریال، شهرک سینمایی غزالی بنا شد تا محلههای قدیمی تهران دوران قاجار و پهلوی اول با دقت بازسازی شوند. به گفته منتقدان جامجم آنلاین، هزاردستان «سریالی است که دیگر تکرار نشد»، جملهای که به پیچیدگی روایت و کیفیت تولید این اثر اشاره دارد. (جامجم آنلاین) اهمیت این اثر آنقدر بالاست که در سال ۱۳۹۴ در فهرست ملی حافظه جهانی یونسکو در ایران، در آرشیو مرکزی صدا و سیما به ثبت رسید؛ رتبهای که کمتر اثر نمایشی تلویزیونی دیگری در ایران به آن دست یافته است. (ویکیپدیا فارسی)
روزی روزگاری به کارگردانی امرالله احمدجو در سال ۱۳۷۰ ساخته شد و داستان مرادبیگ، راهزنی که پس از نجات یافتن توسط زنی روستایی به نام خاله لیلا مسیر زندگیاش را تغییر میدهد، روایت میکند. خسرو شکیبایی در نقش مرادبیگ و ژاله علو در نقش خاله لیلا، از جمله بازیهای ماندگار سینمای ایران را رقم زدند. فضای اسطورهای و روستایی این سریال، همراه با موسیقی و دیالوگهای خاص آن، باعث شده هنوز هم جملههای این مجموعه در فرهنگ عامه ایرانیان تکرار شود.
پدرسالار به تهیهکنندگی و کارگردانی اکبر خواجوی، در سالهای ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۴ یکی از نخستین درامهای خانوادگی بلند تلویزیون ایران را شکل داد. محمدعلی کشاورز در نقش اسدالله خان و جمیله شیخی در کنار او، تصویری از یک خانواده سنتی و چالشهای نسلی آن ارائه دادند که برای بسیاری از خانوادههای ایرانی آن سالها آینهای از زندگی خودشان بود. این سریال را میتوان پیشزمینه ژانر درام خانوادگی بلندمدت دانست که سالها بعد در آثاری مانند پایتخت به اوج رسید.
در کنار کمدیها و درامهای خانوادگی، تلویزیون ایران در دهه هفتاد یکی از پرهزینهترین و جاهطلبانهترین تولیدات تاریخی خود را هم روانه آنتن کرد؛ اثری که هنوز هم هر سال در ماههای محرم و صفر بازپخش میشود.
امام علی به نویسندگی و کارگردانی داوود میرباقری، حاصل پنج سال تحقیق و تولید از ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۵ بود و در مرداد همان سال از شبکه یک سیما پخش شد. این مجموعه سی و پنج قسمتی، داستان قیام مختار ثقفی و همراهانش را روایت میکند و بازیگرانی چون فریبرز عربنیا در نقش مختار، رضا رویگری، الهام حمیدی، رضا کیانیان، محمدرضا شریفینیا و پرویز پورحسینی در آن ایفای نقش کردهاند. (ویکیپدیا فارسی) صحنههای بزرگ نبرد، لباسها و طراحی صحنه این سریال، آن را به یکی از گرانترین تولیدات تلویزیونی تاریخ ایران تبدیل کرد و به همین دلیل هر سال در مناسبتهای مذهبی بازپخش آن، طیف گستردهای از مخاطبان را پای تلویزیون مینشاند.
با ورود به دهه هشتاد شمسی، تلویزیون ایران دو مسیر موازی را دنبال کرد؛ از یک سو کمدیهای اجتماعی که زندگی روزمره طبقه متوسط شهری را روایت میکردند و از سوی دیگر درامهای تاریخی با بودجه بالا که نگاهی به رویدادهای مهم قرن بیستم داشتند.
زیر آسمان شهر به کارگردانی مهران غفوریان و نویسندگی رضا عطاران، سروش صحت و حمید برزگر، در سال ۱۳۸۰ از شبکه سه سیما پخش شد. حمید لولایی، ملکه رنجبر، مهران غفوریان و کامران ملکمطیعی در این مجموعه طنز اجتماعی بازی کردند که زندگی ساکنان یک محله قدیمی تهران را با نگاهی طنزآمیز اما دلسوزانه به تصویر میکشید. لحن صمیمی و شخصیتپردازی واقعگرایانه این سریال، آن را به یکی از دوستداشتنیترین کمدیهای تلویزیون در آن سالها تبدیل کرد.
مدار صفر درجه به نویسندگی و کارگردانی حسن فتحی، در سال ۱۳۸۶ از شبکه یک سیما پخش شد و ماجرای سفر حبیب پارسا، دانشجوی ایرانی فلسفه در پاریس دوران جنگ جهانی دوم را روایت میکند. شهاب حسینی در نقش حبیب پارسا، ناتالی متی در نقش سارا آستروک و مسعود رایگان از بازیگران اصلی این مجموعه بودند. داستان این سریال، که به کمکرسانی یک دیپلمات ایرانی به یهودیان در معرض خطر در فرانسه اشغالی میپردازد، به دلیل کیفیت فیلمبرداری، لباس و بازیها یکی از آثار برجسته درام تاریخی تلویزیون ایران در دهه هشتاد شناخته میشود.
پایتخت به کارگردانی سیروس مقدم و نویسندگی محسن تنابنده، فصل نخست خود را در نوروز ۱۳۹۰ روی آنتن برد و داستان سفر یک خانواده مازندرانی به تهران را روایت کرد. محسن تنابنده در نقش نقی معمولی، احمد مهرانفر در نقش ارسطو عامل، ریما رامینفر در نقش هما سعادت و علیرضا خمسه در نقش پنجعلی معمولی، شخصیتهایی خلق کردند که به بخشی از فرهنگ عامه ایرانی تبدیل شدند. این مجموعه جایزه بهترین سریال جشنواره جامجم را در سال ۱۳۹۱ دریافت کرد و محسن تنابنده و ریما رامینفر هم در دورههای مختلف جوایز بهترین بازیگری را از آن خود کردند. (ویکیپدیا فارسی) پایتخت با پخش فصلهای متعدد در طول بیش از یک دهه، نشان داد که فرمول خانواده، طنز نجیب و مسائل روز اجتماعی، همچنان میتواند مخاطب ایرانی را پای تلویزیون بنشاند.
جدول زیر مشخصات این هشت سریال را برای مرور سریع کنار هم قرار داده است.
| نام سریال | سال پخش | ژانر | چرا ماندگار شد |
|---|---|---|---|
| داییجان ناپلئون | ۱۳۵۵ | طنز اجتماعی | متن ادبی قوی و ممنوعیت پس از انقلاب |
| هزاردستان | ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۶ | درام تاریخی | ثبت در فهرست ملی حافظه جهانی یونسکو |
| روزی روزگاری | ۱۳۷۰ | درام روستایی | بازی خسرو شکیبایی و فضای اسطورهای |
| پدرسالار | ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۴ | درام خانوادگی | پیشگام ژانر خانوادهمحور تلویزیون |
| امام علی (ع) | ۱۳۷۵ | تاریخی و مذهبی | تولید پرهزینه و بازپخش سالانه |
| زیر آسمان شهر | ۱۳۸۰ | طنز اجتماعی | شخصیتپردازی صمیمی از یک محله تهرانی |
| مدار صفر درجه | ۱۳۸۶ | درام تاریخی | روایت انسانی از جنگ جهانی دوم |
| پایتخت | از ۱۳۹۰ | کمدی خانوادگی | ادامهدارترین کمدی پرمخاطب تلویزیون ایران |
یکی از دلایل مهم زنده ماندن این سریالها در حافظه جمعی، نبود جایگزینهای فراوان در دوران پخش اولیه آنها بود؛ زمانی که شبکههای محدود تلویزیونی باعث میشد یک سریال موفق، تقریبا تمام جامعه را همزمان درگیر کند. این وضعیت با گسترش پلتفرمهای استریم و ماهواره تغییر کرده و امروز مخاطب ایرانی گزینههای متنوعتری هم دارد؛ برای نمونه در سالهای اخیر بخشی از همان اشتیاق نوستالژیک به سمت سریالهای خارجی هم کشیده شده، از جمله در قالب سریالهای ترکی محبوب یا سریالهای کرهای پرطرفدار که هر کدام مخاطبان خاص خود را در ایران پیدا کردهاند. با این حال، وقتی صحبت از خاطره جمعی و حس تعلق فرهنگی میشود، سریالهای ایرانی همچنان جایگاه ویژهای دارند که هیچ تولید خارجی نمیتواند جای آن را بگیرد.
نکته دیگری که در بازخوانی این آثار اهمیت دارد، نقش شبکههای تخصصی بازپخش مانند آیفیلم است. این شبکه با پخش مداوم سریالهای کلاسیک، عملا به حفظ و معرفی دوباره این آثار به نسل جوانتر کمک کرده و باعث شده حتی مخاطبانی که در زمان پخش اصلی این مجموعهها متولد نشده بودند، امروز با شخصیتهایی مانند مرادبیگ یا نقی معمولی آشنا باشند.
سریالهای نوستالژیک تلویزیون ایران، از داییجان ناپلئون در دهه پنجاه تا پایتخت در دهه نود، نشان میدهند که موفقیت یک اثر نمایشی لزوما به بودجه بالا یا جلوههای بصری وابسته نیست. آنچه این آثار را ماندگار کرده، ترکیبی از متن قوی، بازیگری صادقانه و توانایی گفتن حرفهای واقعی درباره زندگی ایرانی بوده است. از درامهای تاریخی پرهزینه مانند امام علی و مدار صفر درجه تا کمدیهای اجتماعی مانند زیر آسمان شهر و پایتخت، هر کدام از این سریالها بخشی از تصویر تلویزیون ایران در دوره خودشان را ثبت کردهاند. به همین دلیل است که حتی سالها بعد از پخش اول، بازپخش این مجموعهها همچنان مخاطب پیدا میکند و دیالوگهای آنها در زبان روزمره ایرانیان زنده مانده است.
ویکیپدیا فارسی، مدخلهای هزاردستان، امام علی و پایتخت (مجموعه تلویزیونی)؛ جامجم آنلاین، گزارش «هزاردستان؛ سریالی که دیگر تکرار نشد».
تیم تحریریه
دیدگاه شما برای ما ارزشمند است
تمامی حقوق برای سایت چه خبر محفوظ است