انیمیشنهای کلاسیک دیزنی از سفیدبرفی و هفت کوتوله در سال ۱۹۳۷ تا شیرشاه در سال ۱۹۹۴ با ترکیب داستانهای اسطورهای و افسانهای، نوآوری پیوسته در تکنیک انیمیشن دستی و موسیقی بهیادماندنی، به آثاری تبدیل شدند که چندین نسل از تماشاگران را در سراسر جهان همراهی کردهاند و همچنان الگوی مرجع ساخت فیلمهای انیمیشن بلند به شمار میروند.
- سفیدبرفی و هفت کوتوله (۱۹۳۷)؛ اولین انیمیشن بلند سلولوئیدی در تاریخ سینمای آمریکا
- پینوکیو (۱۹۴۰)؛ اوج استفاده از دوربین چندلایه برای خلق عمق تصویر
- بامبی (۱۹۴۲)؛ نمونهای پیشگام از واقعگرایی در طراحی شخصیتهای حیوانی
- سیندرلا (۱۹۵۰)؛ فیلمی که استودیو دیزنی را از بحران مالی نجات داد
- زیبای خفته (۱۹۵۹) و کتاب جنگل (۱۹۶۷)؛ دو اثر متفاوت از پایان دوران طلایی انیمیشن دستی
- پری دریایی کوچولو (۱۹۸۹)، دیو و دلبر (۱۹۹۱) و شیرشاه (۱۹۹۴)؛ سه ستون دوران رنسانس دیزنی
اهمیت تاریخی دوران انیمیشن سلولوئیدی
پیش از دهه ۱۹۳۰، انیمیشن عمدتا در قالب فیلمهای کوتاه چند دقیقهای عرضه میشد و کمتر کسی باور داشت مخاطب سینما حاضر است بیش از یک ساعت به یک داستان تمامانیمیشن توجه کند. استودیوی دیزنی با ساخت نخستین انیمیشن بلند سینمایی این باور را تغییر داد و مسیری را باز کرد که طی چند دهه بعد، دهها اثر ماندگار در امتداد آن ساخته شد. این آثار با روش انیمیشن سلولوئیدی یا سل، یعنی نقاشی دستی فریم به فریم روی صفحات شفاف و سپس عکاسی از آنها روی پسزمینههای نقاشیشده، تولید میشدند؛ روشی کاملا دستی و پرهزینه که هر ثانیه از فیلم را به ساعتها کار هنرمندان مختلف وابسته میکرد.
به باور بسیاری از تاریخنگاران انیمیشن، بازه میان سالهای ۱۹۳۷ و ۱۹۶۷ را میتوان دوران شکلگیری زبان بصری انیمیشن آمریکایی دانست؛ دورهای که در آن فناوریهایی مانند دوربین چندلایه، مطالعه واقعگرایانه حرکت شخصیتها و ترکیب موسیقی و روایت، پایههای فیلمسازی انیمیشن مدرن را ریختند. سالها بعد، با ظهور فناوریهای دیجیتال در پایان دهه ۱۹۸۰، این میراث دستی وارد فصل تازهای شد که بدون شناخت دستاوردهای دوران کلاسیک، قابل درک نیست. برای آشنایی با سیر تحول یک ژانر دیگر سینمایی در طول دههها، خواندن تحول ژانر علمی تخیلی در سینمای جهان نیز میتواند دیدگاه تکمیلیای از تغییرات تکنیکی سینما در طول زمان به دست دهد.
سفیدبرفی و هفت کوتوله (۱۹۳۷)
سفیدبرفی و هفت کوتوله نخستین انیمیشن بلند سلولوئیدی ساختهشده در هالیوود بود که داستان افسانه برادران گریم را روایت میکرد و با نمایش اینکه یک انیمیشن تمامطول میتواند هم از نظر هنری جدی گرفته شود و هم موفقیت تجاری کسب کند، مسیر آینده صنعت انیمیشن را ترسیم کرد.
ساخت این فیلم نزدیک به سه سال طول کشید، حدود یک میلیون و چهارصد هزار دلار هزینه داشت و به گفته حدود هفتصد و پنجاه هنرمند و نزدیک به دو میلیون نقاشی جداگانه نیاز داشت. فیلم در بیست و یکم دسامبر سال ۱۹۳۷ در سالن کارتای سیرکل لسآنجلس اکران شد و با استقبالی فراتر از انتظار روبهرو گشت؛ چنانکه پیش از اکران عمومی در سطح کشور، تصویر آن روی جلد مجله تایم منتشر شد. طبق گزارشهای تاریخی، این فیلم با درآمد جهانی حدود هشت میلیون دلار در دوران اکران اولیه، برای مدتی کوتاه رکورد پرفروشترین فیلم ناطق تاریخ را در اختیار داشت؛ همانطور که در گزارش وبسایت History.com نیز به این دستاورد اشاره شده است.
پینوکیو (۱۹۴۰)
پینوکیو با اقتباس از رمان کارلو کولودی، دومین انیمیشن بلند استودیو دیزنی بود که با بهکارگیری گسترده دوربین چندلایه، عمق و بعد بصری تازهای به انیمیشن دستی بخشید و از نظر بسیاری از منتقدان، از نظر فنی از سفیدبرفی هم فراتر رفت.
دوربین چندلایه ابزاری بود که چند لایه از نقاشیهای پسزمینه، میانزمینه و پیشزمینه را در فاصلههای متفاوت از لنز دوربین قرار میداد تا با حرکت همزمان این لایهها با سرعتهای گوناگون، توهم عمق و پرسپکتیو واقعی ایجاد شود. این فناوری برای نخستین بار در سفیدبرفی آزمایش شده بود، اما در پینوکیو تقریبا در تمام نماهای فیلم به کار گرفته شد و به شکلی پختهتر به نمایش درآمد. توضیحات کاملتر این فناوری در صفحه ویکیپدیا درباره دوربین چندلایه قابل مشاهده است. صحنه ورود پینوکیو به دهکده و نمای غواصی درون شکم نهنگ، از شناختهشدهترین نمونههای استفاده از این تکنیک در تاریخ انیمیشن هستند.
بامبی (۱۹۴۲)
بامبی با روایت رشد یک گوزن جوان در دل جنگل، تلاشی جدی برای رساندن انیمیشن به مرز واقعگرایی بود؛ هنرمندان استودیو برای طراحی دقیقتر حرکت حیوانات، از باغوحش لسآنجلس بازدید کردند و حتی حیوانات زنده را به استودیو آوردند تا الگوی طراحی قرار گیرند.
این رویکرد واقعگرایانه در زمان اکران با استقبال یکسانی روبهرو نشد؛ بخشی از منتقدان و مخاطبان آن زمان انتظار داستانی خیالیتر و فانتزیتر داشتند و فضای نسبتا غمگین و واقعی فیلم برایشان غیرمنتظره بود. همزمانی اکران فیلم با دوران جنگ جهانی دوم نیز بر عملکرد اولیه گیشه آن تاثیر منفی گذاشت. با این حال، بامبی در ادامه با اکرانهای مجدد به یکی از محبوبترین آثار کلاسیک دیزنی تبدیل شد، در مجموع بیش از دویست و شصت و هفت میلیون دلار فروخت و بعدها در فهرست بهترین انیمیشنهای تاریخ مورد توجه انجمن فیلم آمریکا قرار گرفت. فیلم همچنین سه نامزدی اسکار در بخشهای صدا، موسیقی متن اصلی و ترانه به دست آورد.
سیندرلا (۱۹۵۰)
سیندرلا در شرایطی ساخته شد که استودیو دیزنی به دلیل از دست دادن بازارهای بینالمللی در دوران جنگ و بدهی چند میلیون دلاری، در آستانه بحران مالی جدی قرار داشت؛ موفقیت غیرمنتظره این فیلم عملا استودیو را از فروپاشی نجات داد.
فیلم با اقتباس از افسانه سیندرلا، در گیشه آمریکا حدود هفت میلیون دلار فروخت که در آن دوره تقریبا سی برابر هزینه اولیه تولید آن بود و آن را به یکی از پرفروشترین فیلمهای سال ۱۹۵۰ تبدیل کرد. طبق گزارش مجله اسمیتسونین، درآمد حاصل از این فیلم و فروش کالاهای جانبی مرتبط با آن، نقدینگی لازم را برای ادامه تولید انیمیشنهای بعدی و حتی راهاندازی دیزنیلند در سال ۱۹۵۵ فراهم کرد. علاقهمندان به فضای کلی سینمای این دوره میتوانند مقاله بهترین فیلمهای عاشقانه کلاسیک هالیوود را نیز برای آشنایی بیشتر با فضای فیلمسازی همان دهه بخوانند.
زیبای خفته (۱۹۵۹)
زیبای خفته با هزینهای نزدیک به شش میلیون دلار، در زمان ساخت پرهزینهترین انیمیشن تاریخ سینما بود و به عنوان نخستین انیمیشن دیزنی با فرمت واید اسکرین و صدای استریوی واقعی، از نظر فنی جهشی بزرگ محسوب میشد؛ هرچند در گیشه با شکست مالی روبهرو شد.
تولید این فیلم که از سال ۱۹۵۱ آغاز شده بود، شش سال طول کشید و طراحی بصری آن با الهام از نگارههای قرون وسطایی و آثار هنرمندی به نام ایوایند ارل، سبکی متفاوت از آثار پیشین دیزنی به فیلم بخشید. با وجود این دستاورد هنری و فناورانه، زیبای خفته در اکران اولیه تنها حدود پنج میلیون و سیصد هزار دلار فروخت و برای شرکت پخش زیانده تمام شد؛ نتیجهای که تا سالها استودیو دیزنی را نسبت به سرمایهگذاریهای کلان در انیمیشنهای بلند محتاطتر کرد.
کتاب جنگل (۱۹۶۷)
کتاب جنگل با اقتباس آزاد از داستانهای رادیارد کیپلینگ، آخرین فیلمی بود که والت دیزنی شخصا بر ساخت آن نظارت داشت و پیش از پایان تولید کامل آن، از دنیا رفت؛ فیلم ده ماه پس از این اتفاق روی پرده رفت و با استقبال گرم مخاطبان روبهرو شد.
این فیلم که با بودجهای حدود چهار میلیون دلار ساخته شد، تنها در اکران داخلی آمریکا نزدیک به سیزده میلیون دلار فروخت که بخش زیادی از این موفقیت را باید مدیون قطعات موسیقی بهیادماندنی آن مانند ترانه معروف «فقط نیازهای اصلی» دانست. کارگردانی رسمی فیلم بر عهده ولفگانگ رایترمن بود، از کارگردانان باسابقه استودیوی دیزنی که سالها روی چند اثر کلاسیک دیگر نیز فعالیت کرده بود. کتاب جنگل به نوعی پایانبندی طبیعی برای دورهای از تاریخ استودیو دیزنی محسوب میشود که با سفیدبرفی آغاز شده بود.
پری دریایی کوچولو (۱۹۸۹)
پری دریایی کوچولو با روایت داستان یک پری دریایی که آرزوی زندگی در دنیای انسانها را دارد، آغازگر دورهای شناختهشده به نام رنسانس دیزنی بود و برای نخستین بار از سامانه دیجیتال رنگآمیزی و تولید انیمیشن موسوم به سیپس در یکی از نماهای پایانی فیلم استفاده کرد.
این سامانه که رنگآمیزی نقاشیهای دستی را به شکل دیجیتال و بدون نیاز به رنگآمیزی فیزیکی سلولهای شفاف انجام میداد، مقدمهای شد برای گذار تدریجی صنعت انیمیشن به سمت ابزارهای رایانهای. موفقیت هنری و تجاری پری دریایی کوچولو باعث شد بخش انیمیشن استودیو دیزنی طی یک دهه از حدود سیصد هنرمند به بیش از دو هزار و چهارصد نفر رشد کند و مسیر را برای ساخت آثار بعدی این دوره هموار کرد. دوستداران موسیقی فیلمهای این دوره میتوانند مقاله ماندگارترین موسیقیمتنهای تاریخ سینما را نیز بخوانند، چراکه بخشی از آهنگهای این انیمیشنها هنوز جزو آثار کلاسیک موسیقی فیلم شمرده میشوند.
دیو و دلبر (۱۹۹۱)
دیو و دلبر نخستین انیمیشن بلند تاریخ سینما بود که نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم شد و در کنار شش نامزدی اسکار خود، توانست جایزه گلدن گلوب بهترین فیلم موزیکال یا کمدی را نیز از آن خود کند؛ اتفاقی که تا پیش از آن برای هیچ انیمیشنی رخ نداده بود.
هرچند در نهایت جایزه اسکار بهترین فیلم آن سال به فیلم دیگری رسید، اما همین حضور در جمع نامزدهای این جایزه، به معنای پذیرش رسمی انیمیشن به عنوان یک شکل هنری جدی در کنار فیلمهای زنده بود. داستان عاشقانه دختری روستایی و موجودی که زیر طلسم به هیولا تبدیل شده، همراه با آهنگسازی برجسته فیلم، آن را به یکی از محبوبترین آثار دوران رنسانس دیزنی تبدیل کرد.
شیرشاه (۱۹۹۴)
شیرشاه با روایت داستان شیربچهای به نام سیمبا در دشتهای آفریقا، پرفروشترین فیلم سال ۱۹۹۴ در سطح جهان شد و همچنان عنوان پرفروشترین انیمیشن دستیساز، یعنی ساختهشده با روش سنتی انیمیشن دو بعدی، در تاریخ سینما را در اختیار دارد.
بر اساس آمار ثبتشده در وبسایت رکوردهای گینس، این فیلم تا ژانویه ۲۰۱۹ در مجموع بیش از نهصد و هشتاد و شش میلیون دلار در گیشه جهانی فروخته که آن را به عنوان پرفروشترین انیمیشن دستیساز تاریخ ثبت کرده است. شیرشاه همچنین با فروش بیش از پنجاه و پنج میلیون نسخه در قالب خانگی، یکی از پرفروشترین فیلمهای تاریخ در این قالب نیز به شمار میرود؛ رکوردی که تا ظهور انیمیشنهای کاملا رایانهای دهه بعد دستنخورده باقی ماند.
جدول مرجع سریع انیمیشنهای کلاسیک دیزنی
| عنوان فیلم | سال اکران | دستاورد شاخص |
|---|---|---|
| سفیدبرفی و هفت کوتوله | ۱۹۳۷ | اولین انیمیشن بلند سلولوئیدی هالیوود |
| پینوکیو | ۱۹۴۰ | اوج استفاده از دوربین چندلایه |
| بامبی | ۱۹۴۲ | واقعگرایی بیسابقه در طراحی حیوانات |
| سیندرلا | ۱۹۵۰ | نجات مالی استودیو دیزنی |
| زیبای خفته | ۱۹۵۹ | پرهزینهترین انیمیشن زمان خود و اولین اثر واید اسکرین دیزنی |
| کتاب جنگل | ۱۹۶۷ | آخرین فیلم زیر نظر مستقیم والت دیزنی |
| پری دریایی کوچولو | ۱۹۸۹ | آغاز دوران رنسانس دیزنی و معرفی فناوری سیپس |
| دیو و دلبر | ۱۹۹۱ | اولین انیمیشن نامزد اسکار بهترین فیلم |
| شیرشاه | ۱۹۹۴ | پرفروشترین انیمیشن دستیساز تاریخ سینما |
در کنار این نه اثر، فهرست انیمیشنهای کلاسیک دیزنی شامل عناوین دیگری نیز میشود که هرکدام سهم خود را در شکلگیری این میراث داشتهاند؛ نکته مشترک همه آنها این است که هرکدام در دوره خود، یک گام فنی یا روایی تازه به صنعت انیمیشن اضافه کردهاند.
- پیشرفت تدریجی از نقاشی ساده روی سلول شفاف تا استفاده از دوربین چندلایه برای خلق عمق
- مطالعه علمیتر حرکت انسان و حیوان برای رسیدن به انیمیشنی نزدیکتر به واقعیت
- ورود تدریجی فناوری دیجیتال در رنگآمیزی و ترکیب نماها از اواخر دهه ۱۹۸۰
- پذیرفتهشدن تدریجی انیمیشن به عنوان یک شکل هنری جدی در جوایز سینمایی معتبر
از سفیدبرفی و هفت کوتوله تا شیرشاه، فاصلهای نزدیک به شش دهه را در بر میگیرد که در طول آن، انیمیشن دستی دیزنی از یک آزمایش پرریسک به یکی از تثبیتشدهترین شاخههای صنعت سینما تبدیل شد. هر یک از این آثار، خواه از نظر مالی مانند سیندرلا استودیو را نجات داده باشند، خواه از نظر فنی مانند پینوکیو و زیبای خفته مرزهای تازهای گشوده باشند، یا از نظر جایگاه هنری مانند دیو و دلبر انیمیشن را به کانون توجه جوایز بزرگ سینمایی رسانده باشند، بخشی از یک روند پیوسته بودهاند. همین پیوستگی است که باعث شده این آثار هنوز پس از گذشت چند دهه، بین نسلهای مختلف تماشاگران دست به دست شوند و هر بار مخاطب تازهای پیدا کنند.
اولین انیمیشن بلند دیزنی چه نام داشت و در چه سالی اکران شد؟
چرا بامبی در زمان اکران اولیه با استقبال کمتری روبهرو شد؟
کدام انیمیشن دیزنی نامزد اسکار بهترین فیلم شد؟
دوران رنسانس دیزنی از چه فیلمی آغاز شد؟
پرفروشترین انیمیشن دستیساز تاریخ سینما کدام است؟
دوربین چندلایه چه تاثیری بر انیمیشنهای کلاسیک دیزنی داشت؟
History.com، How Disney’s Snow White Elevated Animation to New Artistic Heights
ویکیپدیا، Multiplane camera
گینس ورلد رکوردز، Highest-grossing traditionally animated movie


